يه چشم هميشه بايد توش اشک باشه وگرنه مي سوزه
يه دل هميشه بايد توش غم باشه وگرنه مي شکنه
يه کبوتر هميشه بايد عشق پرواز داشته باشه وگرنه اسير ميشه
يه لب هميشه بايد توش خنده باشه وگرنه زود پير ميشه
يه دفتر نقاشي بايد خط خطي باشه وگرنه با کاغذ سفيد فرقي نداره
يه جاده بايد انتها داشته باشه وگرنه مثل يه کلاف سر درگمه
يه قلب پاک هميشه بايد به يه نفر ايمان داشته باشه وگرنه فاسد مي شه
يه چشم اشک الود
يه دل غم الود
يه کبوتر عاشق
يه لب خندون
يه جاده با انتها
يه دفتر نقاشي
يه قلب پاک و..............
اينا همه يه جايي معني داره. جاييکه:
چشماي اشک الودت رو من پاک کنم
دل غم الودت رو من شاد کنم
شنونده اواز قشنگت من باشم
لباي کوچيکت رو من خندون کنم
نقاش دفتر خاطراتت من باشم
پاکي قلبت رو با سلامت عشقم معني کني
گناه
نمي تونم بگذرم از گناهت وقتش دوري کنم از نگاهت
بايد برم ،برم يه جاي د يگه اين و چشاي خيس آئينه ميگه
کي فکرشو مي کرد توبي وفا بشي تو هم مثل تموم آدما بشي
کي فکرشو مي کرد يه روز عزيزم واسه جدايي ازتو اشک بريزم
کاش ميدونستم عشق تودو روزه دلم واسه خودم داره ميسوزه
مني که باتو همه جوره ساختم عاشقي روبااسم تو شناختم
مني که دل پيشت گروگذاشتم بيشترازاين ازت توقع داشتم
عشق ما فقط براي اين بود که يه غريبه باتو هم نشين بود
حالا ديگه تويي واون غريبه اونم مي فهمه عشق توفر يبه
کاش
کاش در دهکده عشق فراواني بود توي بازار صداقت کمي ارزاني بود
کاش اگر گاه کمي لطف به هم مي کرديم مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود
کاش به حرمتِ دلهاي مسافر هر شب روي شفاف ترين خاطره مهماني بود
کاش دريا کمي از دردِ خودش کم مي کرد قرض مي داد به ما هر چه پريشاني بود
کاش به تشنگي پونه که پاسخ داديم رنگ رفتار من و لحن تو انساني بود
مثل ِ حافظ که پر از معجزه و الهام است کاش رنگ شب ما هم کمي عرفاني بود
چقدر شعر نوشتيم براي باران غافل از آن دل ِديوانه که باراني بود
کاش سهراب نمي رفت به اين زوديها دل پر از صحبت اين شاعر کاشاني بود
کاش دلها پر افسانه نيما مي شد و بيادش همه شب ماه چراغاني بود
کاش اسم ِ همه دخترکان اينجا نام گلهاي پر از شبنم ِ ايراني بود
کاش چشمان پر از پرسش ِ مردم کمتر غرق ِ اين زندگي سنگي و سيماني بود
کاش دنياي دلِ ما شبي از اين شبها غرق هر چيز که مي خواهي و مي داني بود
دل اگر رفت، شبي کاش دعايي بکنيم راز اين شعر همين مصرع ِ پاياني بود
درد دل يه عاشق
به آسمون نگاهي كن ديگه ستاره نداره صداي قلبمو ببين ديگه صدايي نداره
به اين دلم نگاهي كن عكس تو رو كشيده باز از رسم روزگار خود چه غصه ها كشيده باز
گفتيم تا آخر مي مونيم تا آخر قصه ي عشق اما نصيبمون چي شد ؟ تنها ، غم و غصه ي عشق
من نمي گم خودت بگو آخر دنيا كي ميشه ؟ بازي روزگار اينه ؟!اين بازي هم تموم ميشه ؟
گناه اين دل چي بوده ؟عاشق و بيقرار شده تنها شده دوباره دل آخر دنيا كي شده ؟؟؟
تو آســــــــــمون تاريكم مهتاب ديگه نور نداره بي كس و تنها و غريب شوقي به موندن نداره
عكس چشاتو مي بينم به هر طرف نگاه كنم دلم مي خواد هميشه باز جون و دلو فدات كنم
براي هر كي آدمي !براي من آسموني خودت مي دوني حرفامو اما نمي خواي بموني ؟
شايد كه تقصير منه گناه اين دلم چي بود ؟ دلت برام تنگ نميشه ؟ اي هستي و اي تار و پود !
تا كي بايد اشك بريزم ؟قسمت اين دل چي ميشه ؟ مي خواي فراموشت كنم ؟اما مي دوني نميشه !
چاره ي اين دل غريب با غم و غصه ، سازشه بي تو ، تموم زندگيم تو لحظه اي فنا ميشه !
خودت مي خواستي بمونم ترانه و شعــــــــر بخونم گوش كن به حرف اين دلم قصه برات نمي خونم !
فكر نكني مي خوام برم زياده طاقـــــــت دلـــم عاشق و ديوونت منم پنهونه اشكهاي دلـــم
بدون ! يه عاشق غريب چشم انتظارت مي مونه باز دوباره عاشقي رو براي قلبت مي خـــونه
بدون ! نگاه مست تو آتيش به قلبم ميـــــزنه اون حرفاي قشنگ تو دلم رو آســون مي بره
ناز نگاه چشماتو چرا تو پنهون مي كني ؟ مگه مي خواي دل منو !از تو دلت بيرون كني ؟؟؟
خسته شدي از دل من ؟ نمي خواي عاشقت باشم ؟ پرنده اي بشم برات نخونده مهمونت باشم ؟
شايد كه اينجور نباشه من اشتباه حاليم شده ! اسم قشنگ و ناز تو تموم زندگيـــــم شده !
قسم به چشم مست تو هميشه با تو مي مونم حكايت عشقتو بازبراي عالـــــم مي خونم
بيا با عشق پاكمون غصه ها رو دوا كنيــــم ! هميشه عاشق بمونيم به عهدمون وفا كنيــــــم