تبليغاتX
شوق زندگی عشق پاک

شوق زندگی عشق پاک
I LOVE MIUE


 

love

 

cat love

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیر 1385 20:35 توسط .•* *•. .•*.محبوبه شب.•* *•. .•*. |


 



Our Father, who art in Heaven,
Please listen to my prayer.
I'm Confused, frightened, and alone,
But I know that You are there.

Lending an ear to all I ask for,
Lord, You determine my every need.
You are there when I'm a failure,
Or whenever I succeed.

I've been sliding backwards lately,
Now my life begins to spin.
Steady me and dust me off.
Place me on Your path again.

Never giving up on me,
You've been there each and every day.
Forgive me for my reckless actions,
Please turn me back Your way..

jesusimage.jpg - 7.1 K

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیر 1385 19:25 توسط .•* *•. .•*.محبوبه شب.•* *•. .•*. |


bridalshower

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر 1385 20:14 توسط .•* *•. .•*.محبوبه شب.•* *•. .•*. |


Love
 
                          ST-12381                          

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر 1385 20:8 توسط .•* *•. .•*.محبوبه شب.•* *•. .•*. |


دوست داشتن زيباست و عاشقی زیباتر پس همیشه عاشق بمان...

+ نوشته شده در جمعه نهم تیر 1385 21:32 توسط .•* *•. .•*.محبوبه شب.•* *•. .•*. |


 

شب رفته است وباز نشان تو گم شده

صبحی دوباره در چمدان تو گم شده

پاییز بی تومانده وتنها بهار من

در زیر ساق های جوان تو گم شده

انگار آسمان به دو چشمت شناورست

طعم بهشت زیر زبان تو گم شده

حافظ به خواب رفته وشش قرن مولوی

در بین ابروان کمان تو گم شده

عطری وزیده حجم اتاق دوشنبه را

ازبوسه ای که روی دهان تو گم شده

تصنیف ای الهه یِ ابروت را بخوان

داوود در صدای بنان تو گم شده

ماه از گلوی هندسه ی ابرها گذشت

حالا کسی درست بسان تو گم شده

آبان پرنده ایست برایم به نام مرگ

پروانه ای که در چمدان تو گم شده

من هم مسافری که فرو رفته توی مه

در جاده ای که سمت جهان تو گم شده

+ نوشته شده در جمعه نهم تیر 1385 17:35 توسط .•* *•. .•*.محبوبه شب.•* *•. .•*. |


                   

        

 

مرا داني که بي‌تو حال چونست به هر مژگان هزاران قطره خونست

تنم در بند هجر تو اسيرست دلم در دست عشق تو زبونست

غم عشق تو در جان هيچ کم نيست چه جاي کم که هر ساعت فزونست

به وجهي خون همي بارم من از دل که در عشق توام غم رهنمونست

اگر بخشود خواهي هرگز اي جان بر اين دل جاي بخشايش کنونست

+ نوشته شده در جمعه نهم تیر 1385 17:30 توسط .•* *•. .•*.محبوبه شب.•* *•. .•*. |


نمي‌دانم آدمها را مي شود قسمت کرد يا نه؟

بعضي‌ها تو

بعضي‌ها من

بعضي‌ها روح سرگردان ماه

 

تو از کدام دسته اي؛

از آناني که پشت به ديوار

و رو در روي جوخه آتش مي ايستند

يا از آناني که در امتداد افق از پشت تير مي‌خورند؟

 

چه فرق مي کند؟

تقدير مقدر آفتاب اين است که هميشه در خون به خواب مي رود.

 

عجيب است «رويا»!عجيب!

ما از هر طرفي که به ديوار پشت مي کنيم

روبرويمان ديوار ديگري مي ايستد.

حتي ارتفاع فريادهامان از سقف اين سلول تجاوز نمي‌کند.

اما تو که هر صبح چشمانت را رو به آسمان باز مي‌کني

 

دعاهايمان مستوجب اجابت نيستند.

تنها کسي را پيدا کن که به فريادهامان گوش بسپارد

+ نوشته شده در جمعه نهم تیر 1385 11:50 توسط .•* *•. .•*.محبوبه شب.•* *•. .•*. |


                                 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر 1385 14:18 توسط .•* *•. .•*.محبوبه شب.•* *•. .•*. |