تبليغاتX
شوق زندگی عشق پاک - انتقام ...... شوق زندگی عشق پاک

شوق زندگی عشق پاک
I LOVE MIUE


باز کن از سر گیسویم بند پند بس کن که نمیگیرم پند

در امید عبثی دل بستن تو بگو تا به کی آخر تا چند

از تنم جامه برآر و بنوش شهد سوزنده لبهایم را

تا یکی در عطشی دردآلود بسر آرم همه شبهایم را

خوب دانم که مرا برده زیاد من هم از دل بکنم بنیادش

باده ای ‚ ای که ز من بی خبری باده ای تا ببرم از یادش

شاید از روزنه چشمی شوخ برق عشقی به دلش تافته است

من اگر تازه و زیبا بودم او ز من تازه تری یافته است

شاید از کام زنی نوشیده است گرمی و عطر نفسهای مرا

دل به او داده و برده است زیاد عشق عصیانی و زیبای مرا

گر تو دانی و جز اینست بگو پس چه شد نامه چه شد پیغامش

خوب دانم که مرا برده ز یاد زآنکه شیرین شده از من کامش

منشین غافل و سنگین و خموش زنی امشب ز تو می جوید کام

در تمنای تن و آغوشی است تا نهد پای هوس بر سر نام

عشق طوفانی بگذشته او در دلش ناله کنان می میرد

چون غریقی است که با دست نیاز دامن عشق ترا می گیرد

دست پیش آر و در آغوش گیر این لبش این لب گرمش ای مرد

این سر و سینه سوزنده او این تنش این تن نرمش ای مرد

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم دی 1385 21:55 توسط .•* *•. .•*.محبوبه شب.•* *•. .•*. |